گردشگری هنری در ایران؛ از ظرفیت‌های بالقوه تا ضرورت ساختن مقصد

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران با تأکید بر ضرورت تعریف دقیق مفاهیم در حوزه هنر و گردشگری گفت: صرف برخورداری از آثار هنری، موزه‌ها، جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی به معنای شکل‌گیری گردشگری هنری نیست؛ بلکه این ظرفیت‌ها زمانی می‌توانند به جاذبه و مقصد تبدیل شوند که برای آنها روایت، برند، تجربه و محصول تعریف شود.

رضا دبیری‌نژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران، در حاشیه نشست تخصصی «هنر و گردشگری هنری» که به میزبانی نگارخانه ترانه باران و در آستانه هفته گردشگری برگزار شد، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث آریا با اشاره به ضرورت تفکیک مفاهیم در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری اظهار کرد: اگر موضوعات را به‌درستی از یکدیگر تفکیک کنیم، می‌توانیم ظرفیت‌های هر حوزه را بهتر شناسایی و برای آنها برنامه‌ریزی کنیم.

او افزود: مسئله به ترمینولوژی و ادبیات دقیق هر موضوع بازمی‌گردد. گاهی با هر پدیده‌ای از منظر میراث فرهنگی برخورد می‌شود و همه پدیده‌ها در این قالب تعریف می‌شوند، در حالی که هر پدیده ویژگی‌ها، ساختار و شرایط خاص خود را دارد و باید مستقل مورد توجه قرار گیرد.

هنر چگونه به مقصد سفر تبدیل می‌شود؟

دبیری‌نژاد با طرح این پرسش که «هنر چه ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند به مقصد سفر تبدیل شود؟» گفت: در حوزه هنر، هم با محصولات هنری مواجهیم که در گالری‌ها، موزه‌ها و فضاهای فرهنگی عرضه می‌شوند و هم با رویدادهای هنری روبه‌رو هستیم؛ اما این محصولات و رویدادها زمانی در گردشگری نقش‌آفرین خواهند بود که قابلیت تبدیل شدن به مقصد را پیدا کنند.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران ادامه داد: گاهی خود هنرمند می‌تواند به یک جاذبه و مقصد سفر تبدیل شود و گاهی شیوه تولید یک اثر هنری چنین ظرفیتی دارد. برای مثال، فرآیند تولید خط شکسته، کاغذ ابر و باد، قلمدان لاکی، منبت‌کاری و معرق‌کاری، در صورت طراحی و ارائه مناسب، می‌تواند به یک تجربه گردشگری تبدیل شود.

او تصریح کرد: در اینجا موضوع فقط دیدن یک اثر نیست، بلکه گردشگر باید بتواند فرآیند تولید، روایت و تجربه مرتبط با آن هنر را نیز لمس کند.

ظرفیت هنری بدون برندسازی به جاذبه تبدیل نمی‌شود

دبیری‌نژاد بر اهمیت برندسازی در گردشگری هنری تأکید کرد و گفت: یک اثر یا رویداد زمانی می‌تواند به هدف سفر تبدیل شود که برای آن برند و روایت مشخصی شکل گرفته باشد.

او با اشاره به نمونه‌هایی مانند موزه لوور و تابلوی مونالیزا افزود: برای بسیاری از گردشگران، دیدن مونالیزا بخشی از تجربه سفر به پاریس است و این اثر به یک برند و هدف سفر تبدیل شده است. در حوزه رویدادها نیز بینال ونیز نمونه‌ای از یک رویداد هنری است که توانسته جایگاه مشخصی در نظام گردشگری پیدا کند.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران پرسید: در موزه‌های ما کدام اثر شاخص به‌عنوان برند معرفی شده است؟ کدام اثر هنری نماد یک موزه است؟ برای نمونه، تاکنون چند رویداد برای معرفی «مرد نمکی» برگزار کرده‌ایم تا این اثر به یک نماد و برند گردشگری تبدیل شود؟

او ادامه داد: ممکن است یک رویداد یا اثر شاخص بتواند گردشگر جذب کند، اما واقعیت این است که هنوز مقصد هنری مشخص و تعریف‌شده‌ای در ایران شکل نگرفته است. اینکه در موزه هنرهای معاصر تهران چند هزار اثر نگهداری می‌شود، به‌تنهایی به معنای ایجاد یک مقصد گردشگری هنری نیست.

صرف داشتن آثار هنری، گردشگری هنری ایجاد نمی‌کند

دبیری‌نژاد با تفکیک میان «ظرفیت» و «جاذبه» اظهار کرد: آثار موجود در موزه‌ها و میراث هنری کشور ظرفیت‌های بالقوه‌ای هستند، اما باید این ظرفیت‌ها به جاذبه تبدیل شوند.

او افزود: باید پرسید جشنواره‌های تئاتر، سینما و موسیقی ما تا چه اندازه توانسته‌اند به جاذبه گردشگری تبدیل شوند. جشنواره فیلم فجر در دوره‌هایی توانسته بود علاقه‌مندان را از شهرهای مختلف برای تماشای فیلم به تهران بکشاند و تا حدی نقش مقصد پیدا کند، اما نتوانستیم این ظرفیت را در طول زمان حفظ کنیم.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران با اشاره به ثبت برخی هنرها و سنت‌های ایرانی در فهرست میراث فرهنگی گفت: حتی درباره هنرهایی مانند دوتارنوازی یا برخی تکنیک‌ها و سنت‌های خوشنویسی که به ثبت رسیده‌اند، باید پرسید آیا توانسته‌ایم از آنها برند و مقصد بسازیم؟

او تأکید کرد: صرف ثبت یک اثر هنری یا بنای تاریخی، حتی بناهایی مانند تخت‌جمشید، به معنای قرار گرفتن آن در مقوله گردشگری هنری نیست؛ بلکه باید با تمرکز بر «تجربه هنری» برای آن برنامه طراحی کرد.

موزه‌ها و گالری‌ها نیازمند شبکه گردشگری هستند

دبیری‌نژاد یکی از نیازهای اساسی گردشگری هنری را ایجاد شبکه میان موزه‌ها، گالری‌ها، هنرمندان و رویدادهای فرهنگی دانست و گفت: هر یک از این مجموعه‌ها می‌توانند در بخشی فعال باشند و به یک مقصد تبدیل شوند، اما پرسش این است که آیا میان آنها شبکه‌سازی کرده‌ایم؟

او افزود: موزه‌های تخصصی، گالری‌های هنری و مراکز فرهنگی هنوز در یک شبکه منسجم گردشگری قرار نگرفته‌اند و هر مجموعه عمدتاً فعالیت خود را به‌صورت مستقل دنبال می‌کند.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران بر ضرورت تدوین تقویم سالانه رویدادهای هنری تأکید کرد و گفت: باید زمان برگزاری رویدادها از قبل مشخص باشد تا امکان برندسازی فراهم شود و گردشگر بداند در یک بازه زمانی مشخص می‌تواند برای حضور در یک جشنواره یا رویداد به مقصد مورد نظر سفر کند.

او همچنین بر ضرورت معرفی آثار شاخص موزه‌ها و روایت‌سازی درباره آنها تأکید کرد و افزود: موزه‌ها باید آثار شاخص خود را به محصول تبدیل کنند تا گردشگر علاوه بر دیدن اثر، بتواند محصولات مرتبط با آن را خریداری و به‌عنوان یادگاری با خود همراه کند.

رویدادهای هنری نباید صرفاً مناسبتی برگزار شوند

دبیری‌نژاد با انتقاد از مناسبتی شدن بخشی از رویدادهای هنری گفت: بسیاری از رویدادهای هنری ما بیشتر با هدف انجام یک وظیفه یا ارائه آمار برگزار می‌شوند، در حالی که یک رویداد باید بتواند به مقصد، تجربه و محصول تبدیل شود.

او افزود: جشنواره‌های موسیقی و رویدادهایی که در مناطقی مانند کیش، فارس و قشم برگزار می‌شوند، باید از ابتدا با این نگاه طراحی شوند که چه تعداد گردشگر جذب خواهند کرد، چه محصولی ایجاد می‌کنند و چه کمکی به هنرمندان و اقتصاد محلی خواهند داشت.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران تصریح کرد: نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از جشن‌ها و رویدادهای مشابه را با الگوهای تکراری از شهری به شهر دیگر منتقل کرد و انتظار داشت که همه آنها به جاذبه گردشگری تبدیل شوند.

چرا رویدادهای هنری ایران در برنامه تورها قرار نمی‌گیرند؟

دبیری‌نژاد با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در پیوند دادن هنر و گردشگری گفت: در بسیاری از کشورها از کنسرت‌ها، آیین‌ها و رویدادهای فرهنگی و هنری برای جذب گردشگر استفاده می‌شود و یک رویداد می‌تواند موجب شکل‌گیری سفرهای متعدد به یک شهر شود.

او با اشاره به ظرفیت‌های تهران اظهار کرد: گفته می‌شود حدود ۲۰۰ موزه در تهران فعال است و حدود ۷۰ موزه نیز در حوزه هنر فعالیت دارند؛ از کاخ‌موزه‌ها و موزه‌های تخصصی گرفته تا موزه‌هایی مانند رضا عباسی، هنرهای معاصر تهران، مقدم، نگارستان و کاخ مرمر. با این حال، این مجموعه‌ها هنوز در قالب یک شبکه منسجم گردشگری قرار نگرفته‌اند.

او ادامه داد: اگر بخواهیم تهران به یک مقصد هنری تبدیل شود، باید موزه‌ها، گالری‌ها، هنرمندان و مراکز فرهنگی و هنری شهر در قالب یک شبکه و رویداد منسجم در کنار یکدیگر قرار گیرند.

هنر محیطی؛ ظرفیت مشترک هنر، گردشگری و محیط زیست

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران همچنین به ظرفیت هنر محیطی در توسعه گردشگری اشاره کرد و گفت: در جامعه ایران هنوز گردشگری هنری به معنای دقیق آن شکل نگرفته است، اما ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه هنر محیطی وجود دارد.

او افزود: هنر محیطی می‌تواند با محیط زیست پیوند بخورد؛ همان‌گونه که نمونه‌هایی از آن را در قشم و هرمز شاهد بوده‌ایم. در حوزه لندآرت نیز می‌توان آثار هنری را در بستر محیط ایجاد کرد و از ویژگی‌های طبیعی و فرهنگی هر منطقه برای خلق یک تجربه گردشگری استفاده کرد.

دبیری‌نژاد جشنواره‌های مجسمه‌های شنی و نمکی و رویدادهایی مانند جشنواره شن‌های رنگی را از جمله ظرفیت‌هایی دانست که می‌توانند با برنامه‌ریزی مناسب به رویدادهای پایدار گردشگری تبدیل شوند.

تجربه هنری باید وارد برنامه تورهای گردشگری شود

او با اشاره به نمونه‌های خارجی گفت: در سمرقند، کارخانه کاغذسازی بازسازی شده و بازدید از کارگاه کاغذسازی نیز به بخشی از برنامه تورهای گردشگری تبدیل شده است. در ژاپن نیز کارگاه‌های تولید کاغذ و خوشنویسی در برنامه‌های گردشگری قرار دارند.

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران با طرح این پرسش که «آیا رویدادهای هنری ما در برنامه تورهای آژانس‌های گردشگری قرار می‌گیرند؟» گفت: چرا آژانس‌های گردشگری تجربه‌های هنری را در برنامه‌های خود قرار نمی‌دهند و چرا میان حوزه هنر و گردشگری تا این اندازه گسست وجود دارد؟

او یکی از دلایل این گسست را جزیره‌ای عمل کردن حوزه‌های مختلف دانست و افزود: هر حوزه فعالیت خود را انجام می‌دهد، اما ارتباط و تعهد کافی نسبت به فضای پیرامون و حوزه‌های دیگر وجود ندارد.

موزه‌ها باید وارد چرخه اقتصاد جامعه شوند

دبیری‌نژاد یکی دیگر از مسائل مهم فضاهای هنری را توجه ناکافی به نقش اجتماعی و اقتصادی آنها عنوان کرد و گفت: یک موزه باید به این موضوع فکر کند که چگونه می‌تواند در خدمت جامعه باشد و به چرخه اقتصاد جامعه و مردم کمک کند.

او افزود: آثار موجود در مخازن موزه‌ها سرمایه‌های هنری هستند و باید معرفی، روایت و به محصول تبدیل شوند. حتی فضای پیرامون موزه نیز می‌تواند به محلی برای عرضه محصولات فرهنگی و یادگاری‌های مرتبط با موزه تبدیل شود و از این طریق برای جامعه محلی درآمد ایجاد کند.

ضرورت تبدیل ظرفیت‌های هنری به تجربه و مقصد

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران در پایان تأکید کرد: اگر می‌خواهیم گردشگری هنری به موضوعی جدی در کشور تبدیل شود، باید میان داشته‌ها، سرمایه‌ها، رویدادها، وظایف سازمانی و جامعه هدف، یعنی مخاطبان و هنرمندان، رابطه مشخصی برقرار کنیم.

دبیری‌نژاد گفت: در چنین رویکردی، ظرفیت‌های هنری نباید در سطح ظرفیت باقی بمانند، بلکه باید با برنامه‌ریزی، روایت‌سازی، برندسازی و ایجاد تجربه، به محصول و مقصد گردشگری تبدیل شوند و هنر را به حیات اجتماعی و چرخه اقتصاد پایدار جامعه پیوند دهند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405070600563
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha